تبليغاتX
نیمه پنهان
  نیمه پنهان
گامهای انسان هرچه بلندتر ساحل آزادی نزدیکتر.
 


دعا برای تعجیل ظهور امام زمان (ع) :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

امروز را بهتر از فردا بسازیم.
در تراکم اندیشه های کاذب که بی امان انسانها را گرفتار خویش ساخته اند تنها یک راه برای آزادسازی تفکر مخرب وجود دارد وآن مدتی دور بودن و از میانه عبور کردن است امتحانی که چه بسا آدمی از آن به همه چیز خواهد رسید آدمی در گذر ایام و پیامدهای جهان و گرفتاریهای مدرنیزم حال چگونه می تواند عبور کند خود سوالی است که هیچکدام از علمای فنون جامع شناسی بدان دست نیافته اند ومعادله ای بی جواب یافت شده است اما جواب تنها همان میانه روی است که عده ای با افراط آن را رد کرده اند ومصداق کفر قرار داده اند!

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ | نويسنده : نفراول در تاريخ : شنبه شانزدهم خرداد 1388 |

تنها 20 لیتر بود
روزها گذشت عطش جانم را دریده بود تنها ۲۰ لیتر بود ومسافت بسیار که نه به امید سرپناهی ونه دیبایی طی می شد شب شدو شراره خیال بر قلبم دویدن گرفت...............................وبازگشتم.

 



---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ | نويسنده : نفراول در تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1387 |

سلام بر مکتب عشق
گاوی رمیده بودم این درگهم فنا شد           یارم به یاد عشقی بی گانه زمان شد

ساحل به یاد یاران درمانگهی نمانده          سیب درخت امید با بی کسان نمانده

شیران حق کجایید یار شراب ما رفت         این مرکز محبت با بی خرد زه ما رفت

گزیده ای بود از مرامنامه عرفان در فردیت سلوک که خویشتنم زه خویش بی گانه ساخت.

پیاله ای آب بود در دستانم عطشه فنا شدن را در خویش می دیدم و صبر بر پیاله ام می رقصید. تاکه نوبت بر افسار نفس رسید ومرا میان مرگ و مردانگی از زین به زمین زد.گستاخانه نفس لجامم را گرفت لبانم را درید و خون به چانه ام خشکید فریاد برآوردم یا خدایا یا خدا خدایا چه کنم؟

 

 



---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ | نويسنده : نفراول در تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1387 |

عرفان چيست؟

عرفان معجوني شگفت انگيز از مکتب هاي مختلف فلسفي جهان است. در عرفان عقايد برهمن ها، بودائي ها، رواقيان، نسطوريان، مهريان، عقايد مسلمانان زاهد، عقايد افلاطونيان جديد و حتي نکاتي از آئين زرتشت مي توان يافت.

از کلمه عرفان "ميستيک" يا "ميستيسيزم" يا "گنوسيسم" که با معني "مرموز، پنهاني، مخفي" است و به فارسي آن را "عرفان" ترجمه شده، بطور متداول و معمول جهان بيني ديني خاصي مفهوم مي گردد، که امکان ارتباط مستقيم و شخصي و نزديک (و حتي پيوستن) و وصل آدمي را با خداوند، از طريق آنچه به اصطلاح: "شهود" و "تجربه باطن" و "حال" ناميده ميشود جايز و ممکن الحصول ميشمارد.

انديشه مندان نوع انسان به دو دسته منقسم ميشوند. دسته اي معتقد به حقيقت اين عالمند و مي گويند آنچه به وسيله حواس ما درک ميشود به ذات خود قائم است، و با زوال ما زوال نمي پذيرد. گروه ديگر به حقيقت اين عالم معتقد نيستند و مي گويند: جهان خارج، مجموعه ايست از تصورات ما؛ به عبارت ديگر: مجموعه اي از معاني ذهني است که بذات خود حقيقت ندارد و اگر وجودي دارد در ذهن است.

مناقشه طرفداران اين دو نظريه که يکي را پيروان مکتب اصالت ماده و ديگري را پيروان مکتب اصالت تصور ناميده اند، سرتاسر تاريخ فکر بشري را اشغال کرده است. براي تلفيق و جمع ميان اين دو نظريه، کوششهاي فراواني صورت گرفته است که از بحث ما خارج است.

عارفان از بين دو نظريه بالا راه ميانين را گزيده اند. بدين معني که به ادراکات حواس که جهان آگاهي عملي از آن تکوين مي يابد اقرار مي کنند، و آن را قوه تصويرگر فکر مي دانند، ولي به وجود جهاني از علل که در ماوراء مدرکات حواس قرار دارد نيز قائلند، و مي گويند آن را حقيقتي است برتر از حقيقت عالم حسي.

بنابراين عارفان بدين طريق راه حل ميانه اي را پيش مي نهند که بيشتر مورد توجه دينداراني است که مي خواهند ميان دين و لوازم اخلاقي آن از يکسو، و موهبتهاي علم که از تجربه حسي حاصل شده است از ديگر سو، تلفيق کنند.

البته اين بدان معني نيست که صوفيه پيرو مکتب اصالت ماده ساده اي هستند و به عالم حس ،وجودي مطلق ارزاني مي دارند. بلکه اذعان دارند که اقرار به وجود عالم حس از جهت سلوک آدم ضروري است، زيرا آدمي تا در قيد حيات است در اين جهان محسوس زندگي مي کند و سلوک خود را نسبت به آن بنا مي نهد. از سوي ديگر صوفيه پيروان خود را از اقامه برهان عقلي بر وجود خداي تعالي برحذر مي دارند و بطوري که "کانت" در "متناقضات" خود ميگويد، اين کوششي است بي نتيجه. با اين وضع آنها ميخواهند پيروانشان از راه مشاهدهً باطن، به وجود آگاه شوند و با حقيقت ازلي رو به رو گردند. وقتي صوفي در اين راه قدم نهد مي تواند تجربه اي مافوق اين تجربه هاي معمولي حاصل کند، و بدرک آن حقايق متعالي نائل آيد.

بهر صورت عرفان دين نيست و اگر غايت دين، ميسر ساختن رويت خداست در آخرت، عارف براي حصول اين رويت منتظر نمي ماند؛ بلکه به اعمالي متوسل ميشود که آنها را فوق فرائض ديني ميشمارد. او به سعادت اين جهان رغبتي ندارد، بلکه مي کوشد تا به سعادتي متعالي تر از آن دست يابد. همه توجه او به حقايق و ارزشهاي روحي است و هر چه را جز آن باشد بي ارج مي شمارد، و به لذتي دل بسته است که از هر لذت ديگر فراتر است.

اين نکته نيز قابل اشاره است که اين لذت نتيجه ايست که عارف بدون آنکه براي نيل به آن سعي کرده باشد فراچنگ مي آورد، و او هرگز اين لذت را مقصود غايي خود قرار نداده است، زيرا هدف غايي عارف جز اتحاد با خدا نبوده است. اتحادي که همه هدفها و غايات محدود و شخصي در آن معدوم گرديده است، بديهي است اين اتحاد، در عرفان اقوام مختلف جهان بصورتهاي متفاوت بيان شده است که مستلزم بحث جداگانه اي مي باشد.



---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ | نويسنده : نفراول در تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1387 |

هفت وادي (مرحله) عرفان ايراني

طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحيد، حيرت، فنا.

گـفـت مــا را هـفـت وادي در ره اسـت چون گـذشـتـي هـفت وادي، درگه است

وا نـيـامـد در جـهـان زيــن راه کــــس نـيـسـت از فـرسـنـگ آن آگــــاه کــــس

چون نـيـامــد بــاز کــس زيــن راه دور چـون دهـنـدت آگـــهـــي اي نــــاصــبــور

چـون شدنـد آنـجـايـگـه گـم سـر بسر کــي خــبــر بــازت دهــد از بــي خــــبــر

هـسـت وادي طــلــب آغــــاز کــــــار وادي عـشق اسـت از آن پـس، بي کنار

پـس سـيـم واديـسـت آن مـعــرفـت پـس چـهـارم وادي اسـتـغـنـي صــفــت

هـسـت پـنـجـم وادي تـوحـيـد پــاک پـس شـشـم وادي حـيــرت صـعـب نـاک

هـفـتـمـيـن، وادي فـقـرست و فـنـا بــعــد از ايــن روي روش نــــبـــود تـــــرا

در کشش افـتـي، روش گـم گرددت گـــر بــود يــک قــطــره قــلــزم گــــرددت

« شيخ فريدالدين محمد عطار نيشابوري»



---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ | نويسنده : نفراول در تاريخ : جمعه دوم اسفند 1387 |

تصوف چيست؟

ابوسعيد ابوالخير گفت: تصوف دو چيز است، يک سو نگريستن و يکسان زيستن.

و گفت اين تصوف عزتيست در دل، و توانگريست در درويشي، و خداونديست در بندگي، سيري است در گرسنگي، و پوشيدگي است در برهنگي، و آزاديست در بندگي، و زندگاني است در مرگ، و شيريني است در تلخي.

و در ميان مشايخ اين طايفه، اصلي بزرگ است که اين طايفه همگي يکي باشند و يکي همه - ميان جمله صوفيان عالم هيچ مضادت و مباينت و خود دوي در نباشد، هر که صوفي است، که صوفي نماي بي معني در اين داخل نباشد. و اگر چه در صور الفاظ مشايخ از راه عبارت تفاوتي نمايد، معاني همه يکي باشد. چون از راه معني در نگري، چون همه يکي اند، همه دست ها يکي بود و همه نظرها يکي بود. «اسرار التوحيد في مقامات الشيخ ابوسعيد»



---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ | نويسنده : نفراول در تاريخ : جمعه دوم اسفند 1387 |

مولانا و مجنون
آمده ای که راز ما بر همه کس نهان کنی   آن شه بی نشانه را جلوه دهی نشان کنی

این روز بلند چه کوتاه می گذرد اما چه بسیار بر خاطر می ماند و شیرین است. نگاه معصومش بر دیدگان عاشقی که سبز جامگان او را از حصارها عریان ساخته بودند شب نزدیک است پس روز را در قلبش نگاه داشت و آرام به معشوق خندید.

خدا و کودک



---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ | نويسنده : نفراول در تاريخ : چهارشنبه سی ام بهمن 1387 |

بهانه نیست
این همه روز گذشت دنیا خودکامگی های خود را به من نشان داده ومی دهد یار در گوشه ای بی تاب دلدار و دلدار بی قرار یار صوت ملکوت را زمزمه می کند صبح وشام تسبیح گویان مستانه ای نو در هم می آویزد تا شاید گذران کند شاهد شهر حقیقت زه میکده عشق مجنون که گامهای آزادی بلندتر شده است.

.



---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ | نويسنده : نفراول در تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 |

مطالب گذشته
امروز را بهتر از فردا بسازیم.
تنها 20 لیتر بود
سلام بر مکتب عشق
عرفان چيست؟
هفت وادي (مرحله) عرفان ايراني
تصوف چيست؟
مولانا و مجنون
بهانه نیست


منوی اصلی
صفحه نخست
آرشیو مطالب
ایمیل به مدیر

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387

پیوندها
میهن پرست
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی

پیوندهای روزانه
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی
آرشيو پيوند ها

نظرسنجی
جای کد نظر سنجی

آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :

Copy Right © http://seyadmohamad.blogfa.com .:. Tamplate Designed By : GHALEBKADEH